هر آنچه را که این دل طلب کرد
وای چه قدر دیر اپ کردم وای که متن هایی رو از دست دادم تو چند مدت سرم خیلی شلوغ بود خیلی ! ولی دیگه دلم نمی خواد وبم مامن گاه تنهایی هامو کلبه ی دلتنگی هامو تنها بزارم دیگه !نه !!!! هر گز از همه دوستا ن عزیز که لطف داشتن و اومدن تشکر می کنم درصدد جبرانم پوزش می طلبم می خوام بنویسم اما نمی دونم از چی ؟ می خواهم ادبی بنویسم
اما نمی دونم چرا نمی شه ؟ می خواهم با نوشتن
احساساتم رو بیان کنم اما................. این روز ها بین هم سن و سال هی من خیلی باب شده که بنویسن
بنویسند از هر چی که دل هاشون میگه بنویسند حتی اگر هم بی ربط باشه !!!!!!!!!!!!!!!!! من هم دوست دارم بنویسم من هم می خواهم این خواسته ی
قشنگ را !!!!!!! من خیلی چیز ها می خواهم
خیلی چیز هایی که شدن برام ارزو
ارزو های شیرین ارزو های بزرگ ارزو هایی که شدن تمام خواب و
خیالم چیز های مجازی اما واقعی چیز هایی که قادر به لمسشون هستی
اما وجود ندارند چیز هایی که احساسشون می کنی اما نیستند خیلی وقتا با هشون کیف می کنی خیلی وقتا از و جودشون ناراحت
میشی با هاشون زندگی می کنی می خندی و................... اما وقتی به خودت میای می بینی همش خیالی بود همش توهم حاصل
از افکارت بود و جز اینکه وقت رو از دست دادی چیزی بدست نیاوردی ولی با این وجود من با تمام وجودم به حقیقت پیوستن این ارزو ها رو می خواهم اونقدر بهشون فکر می کنم تا جذبشون کنم اونقدر تلاش میکنم
تا ببهشون برسم من می رسم به انچه که باید برسم .................. تو این برهه از زمان تو این دوران زیبای زندگی با خیلی چیز
های در گیرم از خیلی ادما
دلگیرم از ادم هایی که همه ی زندگی من اند
از کسایی که زیبا ترین لحظه رو با اونها بودم بیخیال من کلا گیرم حتی با خودم هم در گیرم
با خودم حرف می زنم میگم می خندم گریه می کنمخودمو تنبیه می کنم تحسین میکنم با خودم گشت می زنم و................ این روز ها لحظای نیست که به اینده فکر نکنم لحظه ای نیست
که فکر به گذشته تنهام بزاره این روز ها تمام
لحظه ای خوب و بد جلوی چشمام رژه میرند گل لبخند با یاد
اوری لحظه های خوب ر شکفته میشه وبا
خاطرات نا خوشایند............ این روز ها اگه یه لحظه تنها بمونم لحظه ی دوم تو اسمونهام
....... این روز های خیلی اتفاق ها میافته خیلی ............. که اتفاق هایی سردرگمم میکنه تو این همه هیاهو این رزو ها خیلی برام جالبند خیلی ............... خیلی وقته به دنبال یه ارامشم یه ارامش نمی دونم ............................ دیگه مثل گذشته نیستم عوض شدم قبلنا با یه چیز هایی حال میکردم که الان برام هیچ جذابیتی نداره خیلی سخت از یه چیزی خوشم میاد خیلی سخت میخندم خیلی دلم میگره هوا برام سنگین میشه نمیدونم ........ می خواهم بنویسم ولی تا دست به قلم میشم .... نوشتن خیلی ارومم میکنه ولی این دستا اجازه نمی ده این دل اجازه نمی ده ... فکر کنم این اخرین مطلب ارسالیم تو تابستون باشه اخی تابستون !چه قدر زود گذشت !!!!!!!!!!! چه قدر زود ثانیه ها می گذرند چه زود دارم بزرگ میشم چه قدر زود................... چه قدر زود دارم به پیری به دروران بزرگی نزدیک میشم پیری !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دانم دلم چه می خواهد که اینطور بی قرار است تا از قفس بیرون بیاید دل گاهی تنگ می شود برای بی دلی هایش! اونقدر تنگ که .... نمی تونم ادامه بدم نمی تونم جمله هامو کامل کنم شاید این دل تنگی به خاطر این فاصله هاست این فاصله هایی که به ارتفاع تمام دیوار های جهانه این فاصله های تلخ ..... دلم میخواست تو دوران قدیم زندگی میکردم دورانی که دلها به هم نزدیک تر بود تو دورانی که صفا بود مهربانی تو چشم های همه موج میزد تو زمانی همه ما بودند تو زمانی این خونه های تاریک نامهربون نبود کاش میشد این دیوار های بین دل هامونو از بین ببرم دیگه مجبورم کمتر بیام اینجا دیگه درس وکتاب و مدرسه برام وقت نمی زاره دیگه خرخونی اجازه نمی ده !!!!!!! دیگه نمیشه نمیشه که بشه.................... دلم تنگ شده برای مشق نوشتن دلم تنگ شده برای خنده های قاه قاه مدرسه دلم تنگ شده برای مهر و مدرسه و بوی کتاب تازه تنگ شده برای نگاه های معلم برای دوستان ..... برای خودم برای خنده هام برای دیووونه بازی هام برای همه ................ برای همه چی......................... خیلی وقته یه نقاب گذاشتم رو صورتم و دارم پشت اون زندگی میکنم دیگه دلم نمی خواد این نقاب رو صورتم باشه دلم میخوادخودم باشم خود خودم اره خودم قصد داشتم وبمو تعطیل کنم و یه وب جدید درست کنم ولی من دوسش دارم هم وبمو هم دوستامو اره با تو ام با خود تو چند مدتی نمی تونم بیام از دوستانیکه تو پست های قبلی نظر دادن خیلی ممنونم فعلا نمی تونم جوابشون رو بدم ولی میدم دلم می خواد دیگه تو وبم هر چی دوست دارم بنویسم نه هر چی ازم انتظار دارن امید وارم کسی از من کدورتی به دل نداشته باشه علی یارتون تو این شب های عزیز به یاد من هم باشید به کعبه گفتم : تو از خاکی من از خاک چرا باید به دور تو بگردم ؟ ندا امد....... تو با پا امدی باید بگردی برو....برو بادل بیا تامن بگردم پ.ن:سلام دوست جوووونیای خودم از همتون ممنونم که به خاطر اپ قبلیم اومدین از این متن بالا خیلی خوشم اومد امیدوارم خوشتون بیاد در ضمن جمله ای که زیر می نویسم هم خیلی با معنیه راستی تو ماه مبارک تو لحظه های اسمونیتون منو فرامش نکنید دوست بدار قبلیه آفتابگردان ها را که قبله
نمایند و خورشید را می ستایند و اگر قدمی بر می دارند نه از سره غرور هست نه از سره ستایش ای مسیحای عشق ! اگر اعجل مهلت ندادو پیش از ظهورت با سفر را بستم از خدا می خواهم در زمان ظهورت به دنیا برگردم تا دولت حق تو را درک کنم . ای که پادشاه دلربایی! هرکس دلم را برد چندی بعد پس داد تو بیا واین متاع گرانبها را خریداری کن که دلربای همیشگی وواقعی فقط تویی . مولای من خانهی دل از ان توست خانه ی خود را از غیر خود خالی کن. ای طبیب دل های عاشق ! شفای دل بیمار زیارت جمال توست . ای صاحب حرم دل ! امروز به زیارت تو می ایم هم چون خطا کاران پشیمان وتر سان از عقوبت خدا ببیبن که بر شفاعت تو دل با خته ام وبر دوستداری ات امید وار ای یوسف یوسف مصر!امروز کشکول گدایی ما را خالی بز مگردان وبه ما صدقهای عطا فرما مولای من انتظار دشوار است اما عزت مرا همین بس که منتظر تو باشم واین افتخار مرا بس که مولایم تو باشی. یا اباالصالح !فخر می کنم که در دام عشق تو گرفتار شدم چرا که عشق تو در سر هربی سر و پایی نیست . لطف یا قهر هر چه پسندی نیکو است چرا که رضای تو رضای من است پ.ن:سلام بر دوستان مهربون که تو جشن کوچولوی من اومدن میلاد بر همه مبارک .خواهش می کنم متن بالا رو بخونید اخه خودم نوشتم به خدا کپی نیست مال خودمه باز هم میلاد مبارک را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد. پ.ن:سلام بر دوستای گلم امروز یه جورایی تولد خودم هم هست اخه ۲۶/۱۰/۷۲ که المیرا خانوم دنیا اومده اون روز تولد امام حسین هم بوده حالا میلاد مبارک جیگرم براتون بزارم الهی المیرا به فداش دوس دارم بهم بگین خوشگله یا نه؟ یادتون نره !!!!!!!!!!!!!!!!!! ال باقی تو ادامه مطلبه دلم تنگ شده اخه یکی از بهترین دوستام داره از پیشم میره نمیدونیین واقعا دوسش داشتم فقط بهم گفت خدا حافظ وقتی حرفاشو گوش میدادم میرفتم تو فاز ارامش نمی دونم چیکار کنم خدایا! ![]()















ای مسیحای عشق!









همین جمعه بیا مهر بانم

متن بالا رو بخونید 

ادامه مطلب



ادامه مطلب

به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم،
خدایا!
تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
خدایا!
رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد و قوتم بخش که نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم .
خدایا!
مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کسبه ی دین با حمله ی تعصب و عمله ی ارتجاع هم آواز کند.
خدایا!
مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون همه کس گیر شده است وقاحتش از یاد رفته و بیماری شده است که از فرط عمومیتش هر که از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید مصون بدار تا به رعایت مصلحت حقیقت را ذبح شرعی نکنم.
دکتر علی شریعتی
| Design By : Night Skin |





